علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )
27
شرح گلشن راز ( فارسى )
است ، بنابراين مگر نه اين است كه تمام جهان موجود است و عالم كثرت در هر لحظه به عدم مىپيوندد و باز بهوسيله واجب الوجود كه جزو مفهوم وجود است ، صورت موجود مىپذيرد . وجود آن جزو دان كز كل فزون است * كه موجود است كل وين باژگون است بود موجود را كثرت برونى * كه از وحدت ندارد جز درونى وجود كل ز كثرت گشت ظاهر * كه او در وحدت جزو است ساير چو كل از روى ظاهر هست بسيار * بود از جزو خود كمتر به مقدار نه آخر واجب آمد جزو هستى * كه هستى كرده او را زير دستى ندارد كل وجودى در حقيقت * كه او چون عارضى شد بر حقيقت در پاسخ سؤال دوازدهم كه ؛ « قديم و محدث از هم چون جدا شد * كه اين عالم شد آن ديگر خدا شد » مىگويد : قديم و محدث از هم جدا نيست ، آنچه هست و وجود واقعى دارد ، فقط قديم است ، محدث وجودش اعتبارى است و حكم دايرهء آتشى را دارد ، كه هرگاه يك شرار را به سرعت مىچرخانند ، ديده مىشود . قديم و محدث از هم خود جدا نيست * كه از هستى است باقى دايما نيست جهان خود جمله امر اعتبارى است * چو آن يك نقطه كاندر دور سارى است بر و يك نقطه آتش بگردان * كه بينى دايره از سرعت آن در پاسخ سؤال سيزدهم و چهاردهم كه ؛ « چه خواهد مرد معنى زان عبارت * كه دارد سوى چشم و لب اشارت چه جويد از رخ و زلف و خط و خال * كسى كاندر مقامات است و احوال شراب شمع و شاهد را چه معنى است * خراباتى شدن آخر چه دعوى است » مىگويد :